به هر حال

دنیا اونی نیست که من فکر می کنم.

به هر حال

دنیا اونی نیست که من فکر می کنم.

من معتقدم کسی که می خواد تقلب کنه باید حداقل یه دور خونده باشه مطلبو تا باتوجه به ایرادات شنواییِ گیرنده ی تقلب و ایرادات گفتاری رساننده ی تقلب،، با نوشتن کلمه ای هم وزن و شبیه آنچه که باید بنویسد خود و معلم را به قهقرا نبرد.

یه بار من و دوستم برای گرفتن دیپلم تجربی باید زیست یک و دو و زمین رو پاس می کردیم به خاطر همین باید دی ماه با اونایی که خرداد و شهریور رو افتادن یا بزرگسالان بودن امتحان می دادیم.
خلاصه یه سالن بزرگ بود و شانس امتحان زمین من و دوستم پشت سر هم افتادیم و چون شب قبل امتحان کتاب گیرمون اومد تا صبح با دوستم برنامه ریزی کردیم و اندازه یازده نمره خوندیم.
ما همیشه اول ،هر چی که می دونستیم رو می نوشتیم تا اگه برگه مونو مراقب ها گرفتن خیالمون راحت باشه که تمام سوالارو جواب دادیم بجز اونایی که یادمون رفته.بله اینجوریاست.
سر امتحان زمین وارد یه سالن بزرگ شدیم که جای من و دوستم گوشه سالن بود و دوستم صندلی جلوی من نشسته بود.قبل از اینکه امتحان شروع بشه یه نفر بغل دست من بود که رشته اش تجربی بود یعنی زمین رو خونده بود تو مدرسه و بعدش دو بار افتاده بود ولی هنوزم هیچی بلد نبود و گفت کمکم کنید!!!! گفتم باشه من اولین بارِ تو عمرم زمین خوندم ولی اگه بتونم بهت می رسونم.برگه های امتحان تقسیم شد و ما شروع کردیم به نوشتن ،اون دختر کناریِ من از همون ب بسم الله شروع کرد پرسیدن در واقع هیچی بلد نبود. داشتم بهش می رسوندم  که دیدم یکی از مراقبا اومد سمتمون ،یه کم که دور تر شد( با اون کفش های تق تقیش که همیشه سر امتحانا برای  شکنجه دادن بچه ها استفاده میشه)، وقت تقلب من و دوستم رسید. آهان اینو نگفتم که ما همیشه از سوال اول چک می کنیم ببینیم درست نوشتیم یا نه وسطای کارمون بودیم که جواب یکی از سوالامون باهم فرق داشت و من میگفتم مال من درسته دوستم میگفت نه ،صدامون بلند شده بود که یکی از مراقبا  اومد به بغل دستیم گفت بلند شو برو صندلی جلویی و صدات درنیاد.وقتی مراقب ازمون دور شد ریسه می رفتیم از خنده و ادامه دادیم تا دوباره سوال آخر بودیم و  مراقب اومد همون دختره رو صدا زد و گفت چقد میخوا حرف بزنی بلند شو  و بردش اون سمت سالن .مراقب گرامی فقط رو اون دختر بیچاره زووووم کرده بود و به مغزش نمی رسید صدایی که میشنوه از سمت ماست.
من و دوستم که دیگه نمی تونستیم نخندیم بلند شدیم و برگه هامونو تحویل دادیم.

 پی نوشت:

۱.تقلب کردن فقط اون جاش که خودت از اونی که بهش رسوندی نمره کمتری بگیری!!
۲.معرفت بعضی آدم ها توی همین مسئله کوچیک یعنی تقلب کردن  سر امتحان مشخص میشه. ۳.اصلا آدم ها به چهار دسته تقسیم می شن.
یک:بعضیا که فقط تقلب میگیرن و هیچی نمی رسونن.
دو: بعضیا هم می گیرن و هم می رسونن..
سه :بعضیا فقط تقلب می رسونن.
چهار:بعضیا نه می گیرن ،نه می رسونن.

۴.از خفن ترین تقلب رسوندنام :یه بار دو برگه امتحان رو نوشتم با دو خط متفاوت و اسم دوستمو بالای برگه نوشتم چون هیچی نخونده بود.

۵.این پست برای چالش واران خانم نوشته شده خیلی باحال بود ولی وقتی نوشتمش خیلی گوشت تلخ شد، ببخشید.


  • فاطمه :)

چرا وقتی حرف دلمونو می زنیم بعدش پشیمون می شیم.

و چرا وقتی حرف دلمونو نمی زنیم هم پشیمون می شیم.

چرا وقتی حرف می زنیم نمی تونیم درست منظورمونو برسونیم؛ حتی توی کامنت گذاشتن، تو منظورت یه چیزه بعد کلا از یه چیز دیگه میگی و وقتی نمی تونی منظورت رو برسونی دوست داری کله ات رو به دیوار بکوبونی و  سالها برای جمع کردن تیکه هاش وقت بذاری.هعععی

+چی کار کنیم که درست و به موقع حرفامونو بزنیم تا بعدش از حرف زدن و یا سکوتمون پشیمون نشیم؟

  • فاطمه :)
شب حزین و مه غمین و ره دراز

شب حزین و مه غمین و ره درااز

شب حزین و مه غمین و ره درااااز

...
  • فاطمه :)